
شعر فرانو
نه
سایهی پدر بر سر دارم نه دست نوازش مادر
لابراتوارهای شبیه سازی
خدا ذلیلشان بکند ، ذلیلام کردهاند
یکی مولفم را کشت ، یکی معنیام را
یکی شالودهام شکست ، یکی ساخت و ریختم را
نه پخشی تحویم گرفت نه مخاطب
خوب نگاهم کنید ... حق دارید مرا نشناسید
من شعر بد وارث امروزم
به من عاجز بینوا کمک کنید !
اکبر اکسیر استارایی
موضوعات مرتبط: گوناگون ، شعر
تاريخ : پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۹۱ | ۶:۳۵ ب.ظ | نویسنده : کورش خجیر |

