بنام خداوند بخشاینده مهربان

سروده هایی گهگاه  برای رضای دلم می نویسم  این نوشته ها بهر صورت دارای  ایراد واشکالی هست  خشنود خواهم شد در این  زمینه راهنمایی کنید  


آنروی سکه

 

دمی آنسو تر سگ بر سفره ایی نشست

آن گوشه روبه خروس را ندا داد

دعوت بنمود وکلبه را جلا داد

کلاغ جار زد

شیون کشید وقار زد

با وعده روبه پنیر را منقار زد

چشم را بست و پری با پرگار زد

روبه در بساط گرگ لنگان وعده بسیار داد!!!!!!!!!!

..........

آنچه عیان گشت خطا بود خطا

کلاغ بود و خروس بود وسگ بی صدا

کزین سفره رسیدند به نوا

کبوتر را حکم سنگسار شد

سگ وعده تیمارشد

با قالبی پنیر کلاغ بر دار شد

خروس صدایش آذین در بار شد

عجب گنه کرد دربلخ آهنگری

کبوتر سنگسار شد


11/8/89 نوشهر    کورش خجیر


 

 


موضوعات مرتبط: شعر


تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم خرداد ۱۳۹۰ | ۱۰:۲ ب.ظ | نویسنده : کورش خجیر |