برزیل
اعتقاد بر این است که پیش از آنکه نخستین جهانگردان پرتغالی به رهبری پدرو آلوارز کابرال به برزیل پا بگذارند جمعیت نیمه عشایری دست کم ۱۰٬۰۰۰ سال در این کشور ساکن بود. در طول سه قرن بعد، پرتغالیها در این کشور ساکن شدند، و ابتدا به دنبال درخت برزیل (پو برزیل)، و پس از آن کشت نیشکر، قهوه و نیز جستجوی معادن طلا برآمدند. منبع نبروی انسانی این مستعمره در آغاز متشکل از بردههای برزیل (بومیان|سرخپوستان آمریکا)، و پس از سال ۱۵۵۰، بیشتر متشکل از سیاهپوستان آفریقایی بود. در سال ۱۸۰۸، ملکه ماریای اول پرتغال و پسر و نایبالسلطنه وی، جان ششم از پرتغال، در گریزاز ارتش ناپلئون اول امپراتوری فرانسه به همراه خاندان سلطنتی، اشراف و دولت به ریو دو ژانیرو گریختند. این تنها مورد جابجایی یک خاندان سلطنتی از قارهای به قارهای دیگر بودهاست.
گرچه آنان در سال ۱۸۲۱ به پرتغال بازگشتند، این فاصله منجر به باز شدن بنادر تجاری به روی بریتانیا شد، که در آن زمان به دلیل حملات ارتش ناپلئون قادر به دسترسی به بیشتر بنادر قاره اروپا نبود، و این امر منجر شد برزیل به عنوان بریتانیای تحت فرمانروایی دربار پرتغال لقب بگیرد. پس از عزیمت جان چهارم شاهزاده پرتغالی، بقایای دولت سلطنتی در ریودوژانیرو اقدام به انحلال پادشاهی برزیل کرده و آن را به حالت استعماری بازگرداند. این امر منجر به بروز نزاعهای کوچکی در این کشور شد که به نام جنگهای استقلال برزیل شهرت دارد. در ۷ سپتامبر ۱۸۲۲ نایبالسلطنه پیتر اول از برزیل (دوم پدرو دوم) (که بعدها پدروی چهارم از پرتغال نام گرفت) با اعلام استقلال، امپراتوری مستقل برزیل را بنیان نهاد. عهدنامهای که استقلال این امپراتوری را به رسمیت میشناسد در ۲۹ ژوئن ۱۸۲۵ با بریتانیا و پرتغال امضا شد. در حالیکه تاج و تخت در اختیار دربار براگانزا باقی ماند، این امر بیشتر منجر به تجزیه امپراتوری پرتغال به دو بخش شد و نه نهضت استقلال طلبی به نحوی که در دیگر مناطق قاره آمریکا مشهود است.
امپراتوری برزیل رسما حکومتی دموکراسی در نظام وست مینستر (سبک بریتانیایی) بود، و موازنه قوا میان امپراتور، نخستوزیر و پارلمان بیشتر شبیه نظام استبدادی امپراتوری اتریش بود. بردهداری در سال ۱۸۸۸ و به موجب «قانون طلایی» که ایزابل شاهزاده امپراتوری برزیل وضع کرده بود آغاز شد، و مهاجرت گسترده از اروپا به پرتغال زمینه را برای صنعتی شدن این کشور فراهم کرد. پس پدروی اول پسر وی پدروی دوم از برزیل جانشین وی شد، وی در سنین پیری دچار اختلاف بین ارتش و کابینه شد، بحرانی که ناشی از جنگ اتحاد سهگانه (جنگ پاراگوئه) بود. پدروی دوم برای پیشگیری از وقوع جنگ بین ارتش و نیروی دریایی در ۱۵ نوامبر ۱۸۸۹ از تاج و تخت کنارهگیری کرد، در این زمان جمهوری فدرال ( با نام رسمی جمهوری ایالات متحده برزیل) توسط سپهبد دئودورا دا فونسکا تأسیس شد.
در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، برزیل بیش از پنج میلیون مهاجر اروپایی، عرب و ژاپنی را در خود جای داد. در این دوره برزیل صنعتی شده، استعماریتر شد و مرکز آن نیز توسعه یافت. نظام دیکتاتوری سه بار جانشین دموکراسی در برزیل شد: ۱۹۳۰، ۱۹۳۴ و ۱۹۳۷. ۱۹۴۵ توسط گتولیو وارگاس، و ۱۹۶۴؛ ۱۹۸۵ تحت فرمانروایی شماری از ژنرالهایی که توسط ارتش به این مقام منصوب شده بودند. از سال ۱۹۸۵، حکومت برزیل در سطح بینالمللی به عنوان یک حکومت دموکراسی در نظر گرفته شده است؛ این وضعیت در همهپرسیای که در سال ۱۹۹۳ برگزار شد تایید شد، در این همهپرسی از رایدهندگان خواسته شده بود از بین ریاست جمهوری و پارلمان یکی را انخاب کنند؛ در این همهپرسی رایدهندگان با بازگشت حکومت مشروطه سلطنتی نیز مخالفت کردند.
استادو نوو (برزیل)
استادو نوو (در پرتغالی: دولت جدید) نام حکومتی دیکتاتوری بود که در 1937 م توسط رئیس جمهور گیتو لیو دورنیلس وارگاس در برزیل برپا شد. تمام ارگانهای قانونی تعطیل شدند، تمام احزاب سیاسی ممنوع شدند و همۀ رسانهها سانسور شدند.
حکومت
طبق مفاد قانون اساسی 1988
رئیس جمهور، که کابینه را
انتصاب میکند و بر آن ریاست دارد ،
برای دورهای 5 ساله با رأی تمامی افراد بالغ انتخاب میشود. مجلس نمایندگان کنگره ملی دارای 503 عضو است که برای مدت 4 سال
با رأی اجباری تمامی افراد بالغ انتخاب میشوند.
91 عضو مجلس دیگر (سنای فدرال) برای دورهای 8 ساله مستقیما
انتخاب میشوند و یک سوم دو سوم این تعداد به طور متناوب هر چهار سال بازنشسته
میگردند. هر کدام از 26 ایالت و بخش فدرال برازیلیا مجلس مقننه خود را دارد.
رفراندومی در 1993 نظام
پارلمانی و نیز بازگشت به نظام
پادشاهی را رد کرد و نظام ریاست جمهوری فعلی را مورد تأئید قرار داد.
احزاب بزریل
جنبش دموکراتیک برزیل
جبهه لیبرال
حزب بازسازی ملی
حزب کارگر
حزب کارگر دموکراتیک
جغرافی
آب نزدیک به نیمی از برزیل را
بزرگترین سیستم رودخانهای جهان، یعنی آمازون، به دریا میرساند. با وجود فشار بر
زمین که منجر به جنگل زدایی وسیعی
شده است. آبگیر پهناور و کم ارتفاع آمازون هنوز در حد زیادی پوشیده از جنگل استوایی بارانی است.
در شمال آبگیر آمازون،
ارتفاعات گوئینا
بلندترین قله برزیل را در بر میگیرد.
در جنوب آبگیر فلاتی مرکزی پوشیده است از علفزارهای استوایی .
شرق و جنوب کشور متشکل است از
زمینهای بلند برزیل ، فلاتی وسیع که با درههای حاصلخیز و سلسله کوهها
تقسیم میشود. جلگهای باریک و
ساحلی با تراکم جمعیت زیاد در پای این زمینهای بلند قرار دارد.
رودهای مهم :. امازون = پاران = سائو فرانسیسکو = مادیرا = جوروا = پوروس
بلندترین نقطه: قله نبلینا 3014 متر.
آب و هوا : آبگیر آمازون و ساحل جنوب شرقی استوایی است و بارندگی سنگینی دارد.
باقی برزیل یا نیمه استوایی یا معتدل (در علفزارهای مرکزی) است. فقط شمال شرق
بارندگی ناکافی دارد.
اقتصاد
کشاورزی و دامداری حدود یک چهارم نیروی کار را مشغول میدارد.
صادرات عمده این بخش شامل طلا – قهوه – نیشکر- سویا – پرتقال – گاو – کاکائو است
در گذشته چوب نقش مهمی داشت، ولی اکنون نگرانی درباره محیط
زیست تجارت آن را محدود میکند. با
صنعتی شدن سریع برزیل از سال 1945 این کشور به صورت تولید کننده عمدهای در آمده است.
با وجود اینکه نساجی و پوشاک و
فرآوردههای غذایی هنوز بزرگترین
صنایع هستند. صنایع آهن
و فولاد، مواد شیمیایی، پالایش نفت، سیمان، برق، اتومبیل سازی و کودسازی جملگی مقامی بین المللی کسب کردهاند.
برزیل دارای منابع بسیار
غنی طبیعی ،که بعضاً هنوز استخراج
نشده است ، از جمله سنگ آهن،فسفات ،اورانیوم ،مس ،
منگنز ، بوکسیت ،
زغال سنگ و تولید بالقوه
عظیمی از نیروی هیدروالکتریک است. در دو دهه گذشته تورم سرکش مانع پیشرفت بوده است.
تاریخ معاصر
برزیل
که از متصرفات سابق پرتغال بود در 1822 استقلال یافت. سلطنت طولانی امپراتور آزادمنش پدرو دوم ثبات و رشد اقتصادی در پی داشت.
مخالفت از جانب زمینداران (خشمگین از
الغاء بردگی در 1888) و از طرف نظامیان ( که از قدرت سیاسی محروم بودند) منجر به وقوع کودتایی در 1889
گشت. پدر و دوم
مجبور به اسعفا شد و جمهوری فدرال
برقرار گشت.
این جمهوری نخست با ثبات بود،
ولی ناآرامی اجتماعی فزونی یافت و در
1930 ژتولیو وارگاس قدرت را به دست آورد. وارگاس
سعی داشت ایتالیای موسولینی را مدلی
برای برزیل قرار دهد، ولی در 1945 توسط نظامیان سرنگون شد.
در 1950 وارگاس بار دیگر با پیروزی
در انتخابات رئیس جمهور شد ولی در 1954 خودکشی را به مورد اتهام قرار گرفتن ترجیح
داد پس از دورهای از روی کار آمدن دولتیهای کوتاه مدت غیر نظامی، نظامیان بار
دیگر از 1964 تا 1985 قدرت را به دست گرفتند که طی این زمان اقتصاد به سرعت توسعه
یافت ولی حقوق سیاسی و اجتماعی محدود گردید. در 1985 برزیل به حکومت غیر نظامی
بازگشت و در 1990 برزیلی ها برای نخستین بار در طی 29 سال توانستند در انتخابات
ریاست جمهوری شرکت کنند.
این کشور با مشکلاتی مربوط به توسعه آبگیر آمازون
روبروست و از طرفی باید احتیاجات توسعه گرا و روستاییان بی زمین و از طرف دیگر
توصیه طرفداران محیط زیست و منافع بومیان قبیلهای را در نظر داشته باشد.
ایالات و سرزمینهای برزیل
|
با تشکر از اقای ::ارش نور اقایی
موضوعات مرتبط: ورزش
تاريخ : جمعه نوزدهم شهریور ۱۳۸۹ | ۷:۵۱ ب.ظ | نویسنده : کورش خجیر |

